صفحه اصلي      درباره ما      آرشيو      اشتراك      تماس با ما     

English

 

 

 

باب گفتگو »

مقالات ويژه

پروگرام مشروطه / كاوه بيات

خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی در دوران نخست انقلاب مشروطه / نگین نبوی

مشروطه خواهان بدون مرز؛ تأثیر متقابل جنبشهای مشروطه خواهی در ایران ، قفقاز و آسیای میانه / تورج اتابكي

مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران / علی قیصری

 
 

پروژۀ مشروطيت

از انتشار نسخه جدید گفتگو با خبر شوید

 

 

طراحي توسط ROQO

 
فصلنامه فرهنگي و اجتماعي گفتگو

فصلنامه فرهنگي و اجتماعي

 

 

Powered by Barzi eCommerce


باب گفتگو

پروژۀ مشروطيت

تورج اتابكي
در تاريخ معـاصر ايران هيچ رويـدادی را سراغ نـداريم که همسنگ نهـضت مشروطيت اسير کـج‌فهـمی‌ها و خـطاانـديشی‌های تاريـخی اهل‌قـلم و سياست شده باشـد. عمده دليل اين کـج‌فهـمی و خطاانديشی‌ نقـش چشم‌گيری است که نهـضت مشروطيت در صد سال گـذشته در شکل دادن به فرهنگ سياسی ايران داشته است. از همين‌رو تاريخنگاری مشروطيت عمدتاً نه در بستر روح تاريخ زمان وقوع آن که از منظر زمانـه‌ای ديگر و در چهارچوب تنگ مأنـوسات عـقـيدتی- سياسی که گاه مغاير با روح مشروطيت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.
چنـين پرداخـتی به تاريخ¬نگاری، نه تنها از مثله کردن و مسخ کردن رويـدادهای تاريخی هراسی ندارد، بلکه با حذف و يا ابـداع عامليـت تاريخـی يکسره به تحريف حـقايق تاريخـی نيـز می‌نشـيند تا تاريخ را در قالب ديگر و گاه تنگ مفروضات امروزی تفسير کند. در يکصد سال گذشته کم نبوده‌اند اهل‌قلمی که کژرفتاری زمانه را به پای مشروطيت گذاشته‌اند، چوپ بر سر پيشگامان آن بلند کرده‌اند و مشروطيت را حرکتی حکيم فرموده و بـيگانه با فرهنگ ايرانی خوانده‌اند و يا در موافـق‌تـرين روايت، آن را ناکام و تلف‌شده ناميده‌انـد. چـنين رويکردی به نهـضت مشروطيت و بود و باش رهروان آن مالاً تاريخ نمی‌نگارد، بلکه تاريخ می‌پـردازد. تاريخ‌پـردازی از تاريخنگاری جداست.
مشروطيت ايران نهضتی ملی بود که بر بستر شکست‌های پـياپی ايران از روس و انگليس و با اهداف استقرار حکومت قانون پا گرفت. برجستگی عنصر ضد استعماری اين نهـضت، در پيوند با عنصر ضد استبداد آن به چشم می‌آيد. مشروطه‌خواهان حاکميت قانون و ملت را می‌خواستند در تقابل با خودکامگی قدرت نامحدود سلطنت. آنچه را که در قانون اساسی آوردند- که البته خود هيچگاه جاودانه‌اش نمی‌پـنداشتـند- تبلور اين خواست بود که پاره‌ای از حقوق اجتماعی فرد را به دست می‌داد. اين قانون هم حاصل کار چند روز و ماه نـبود. گذشتة آن به دهه‌ها پيش بر‌می‌گشت.
سی‌ وشش سال پيش از تدوين قانون اساسی مشروطه به سال ۱۸۷۰ ميلادی/ ۱۲۸۶ قمری يوسف خان مستشارالدوله تبريزی در رساله‌ای که با نام "يک کلمه" منتشر کرد، در ستايـش يک کلمه که قانون باشد، نوشت: "شاه و گدا و رعيت و لشکری در بند آن [قانون] مقيد هستند و احدی قدرت مخالفت به کتاب قانون را ندارد."
قـانون يوسف خان مستشارالـدوله بر "حريت شخـصيه" استوار بود که مصـداق فرديـت و خودمختاری فردی است، يعنی سنگ‌پايه تجدد: "حريت شخصيه، يعنی هرکس حُر و آزاده است و کسی را مجال تعرض نيست."
در حوزه رفتار اجتماعی نيز عين کلام اوست: "اختيار و قبول ملت، اساس همه تدابير حکومت است."
پـيروزی مشروطه‌خواهان و امضای فرمان مشروطيت از سوی شاه، اما به معنای پايان دست‌اندازی‌ مخالفـان مشروطه به "حريت شخصيه" نبود. از اهل قدرت بودند همچنان کسانی که تحمل تحديد حوزه خودکامگی را نداشتـند. اينان نه اعتنايی به قانون اساسی داشتند و نه به نهاد واضع آن يعنی مجلس شورای‌ملّی، در پاسخ به کژرفتاری اينان بود که صوراسرافيل نوشت:
"تنها خواهشی که از هر رئيس روحانی و جسمانی بايد کرد اين است که بعد از اين لازم نيست نه به زور چوپ، نه با تجسم استدلال و نه با تازيانه طريقت، کمال منتظرهُ ما را به ما معرفی فرمايند. شما فقط اجازه بدهيد که ما در تميز و تشخيص کمال خواهان به شخصيه مختار باشيم" (صوراسرافيل، شماره ۱۲، ۲۶ رجب ۱۳۲۵ قمری)
می‌دانيم بر سر نويسنده رساله "يک کلمه" و نيز مديـر صوراسرافيل چه رفت. آن يکی را به زندان قزوين انداختـند و با رساله‌اش آنـقدر بر سرش کوفتـند که چشمانش آب آورد و کور شد، و اين يک را در ميدان باغشاه به دار آويختند.
اين همه تلاش رهروان نهضت مشروطه بود برای تقابل با خودکامگی و در دفاع از اصالت فرد و جمع. انعکاس اين تلاش را هم می‌توان در فرهنگ سياسی يکصد ساله سراغ گرفت. نمونه مجلس گواه اين مدعا است: در طول يکصد سال مجلس فرمايشی کم نداشته‌ايم، اما بی‌مجلسی را هيچگاه تاب نياورده‌ايم. حـضور مجلس در فرهنـگ سيـاسی ايران چنان جا خـوش کرد که اهـل قـدرت بـه ندرت تـوانستـند گشاده دست رأی به تعطيل مجلس دهند. تعطيل مجلس مترادف با تعطيل مشروطه بود و اين يعنی نبود مشروعيت حکومت. فراتر اين که، برای ايرانيان نهضت مشروطيت پاره‌ای از نهضت ملی ضد استبدادی و ضد استعماری بود که شالوده آن براساس تأمين استقلال و آزادی ايران و دفاع از حيثیت فرهنگی ملت ايران يعنی همه مردمان ساکن ايران و استقرار حکومت ملی يعنی دموکراسی قرار داشت. انعکاس چنين مولفه‌هائی را در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت نيز می‌توان سراغ گرفت. به حقيقت نهضت ملی شدن نفت ادامه نهضت مشروطيت بود و هر دو اينان پاره‌هائی از آنچه که در تاريخ معاصر ايران با نام نهضت ملی ايران می‌شناسيم.
نگاهی به کارنامه عمده نيروهائی که در دوران حکومت پهلوی به نقد رفتار آن حکومت برخاستند، نشان‌دهنده آنست که تکيه‌گاه نقد ايـنان همان قانون اساسی مشروطه بود. اگر حکومت را نامشروع می‌خواندند به این خاطر بود که به گمانشان، آن حکومت مشروطه را تعطيل کرده بود و از آنجمله اصل حاکميت ملت را. در سوی ديگر نيز بسياری از کسانی که مروج تجددآمرانه بودند، اصلاحات را بدون استبداد می‌خواستند: حکومت مصلح و مقـتدر، اما نه مستبد. کارنامه همه اينان البته بدون کاستی نبود. در اشاره مان هم به نهضت ملی ايران و نهضت مشروطيت، پيشروان و پيروان آن در پی بزرگ‌نمائی و چشـم‌پـوشی از خطاها و کاستی‌ها نيستم. جان کلام اينجا هم تأکيد بر اين نکته است که در تاريخ يکصد ساله ايران نمی‌توان نشانی از تحول، تجدد و ترقی يافت که به گونه‌ای وامدار نهضت مشروطيت نباشد. اين را با تأکيد و صراحه هم در مورد تاريخ معاصر ايران می‌توان ادعا کرد و هم در حوزه جغرافيائی‌ای که ايران در آن قرار دارد. نشانه‌هائی از تأثير نهضت مشروطيت ايران را در بين‌النهرين، ترکيه عثمانی، قفـقاز، آسيای‌مرکزی و افغانستان نيز می‌توان يافت.
نشر اين شماره گفتگو ويژه مشروطيت همزمان شد با مرگ فريدون آدميت مورخ برجسته نهـضت مشروطيت. در تدوين تاريخ تحليلی نهضت مشروطيت کار سترگ آدميت همچنان بی‌همتاست، هم به زبان فارسی و به زبان های بيگانه. تمام اهل پژوهشی که در پنجاه سال گذشته به جّد به تحليل تاريخ معاصر ايران پرداختند، با سلايق گونه‌گون به گونه‌ای وامدار کار آدميت اند، هرچند به انکار برآيند. در نقد آرا و عقايد آدميت و تاريخنگاری او نيز، که بسيار ضرور می‌نمايد، هنوز پژوهشی جدی، در خور تأمل و به گستردگی کارهای او و انديشه‌هايش سراغ نداريم.
يکصد سالی از وقوع انقلاب مشروطه مان گذشت، اما گويا کارهای مانده در شناخت آن همچنان پيش روی ماست.

[بالا]


مقالات ويژه

پروگرام مشروطه

كاوه بيات
خواست تجدد و نوسازی که در چارچوب نهضت مشروطة ایران شتابی تعیین کننده یافت، پس از یک دورة کوتاه که به طرح و بحث کلیاتی چون لزوم حکمروایی قانون و تفکیک قوا ... پرداخت، در رویارویی با نیازهای مبرم مملکتی از لحاظ اقتصادی، اداری، نظامی و فرهنگی، به ارائه برنامة منسجمی برای برآورده ساختن این نیازها موفق شد. ولی دورة کارکرد این برنامه ـ «پروگرام مشروطه» ـ بنا به دلایلی چون چارچوب آمرانه ای که در دورة رضا شاه بر آن تحمیل شد به درازا نکشید.
در این نوشته ضمن بررسی خصوصیات کلی این پروگرام، به پاره ای از تبعات حاصل از رنگ باختن آن در مراحل بعد نیز اشاره کرد.

[بالا]

خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی در دوران نخست انقلاب مشروطه

نگین نبوی
مدت زمانی است که نشریات عصر مشروطه از سوی مورخان به عنوان یکی از منابع گران بهای مطالعة تاریخ مشروطه شناسایی شده است. ولی تأثیر احتمالی آن بر شکلگیری یک فرهنگ جدید روزنامه نگاری و فراهم آوردن زمینة پدیدار شدن یک فضای عمومی نو پا از جمله پرسش هایی است که هنوز به اندازة کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله سعی بر آن است که با تأکید بر موقعیت خوانندگان نشریات و نقش روزنامه ها از این فرهنگِ در حال تغییر روزنامه نگارانه، تصویری کلی به دست داده شود.

[بالا]

مشروطه خواهان بدون مرز؛ تأثیر متقابل جنبشهای مشروطه خواهی در ایران ، قفقاز و آسیای میانه

تورج اتابكي
در تاریخ نگاری مشروطه خواهی ایران و انقلاب مشروطیت، نهضت اصلاح طلب به صورت حرکتی ترسیم شده است که به نحوی یکجانبه از اندیشه هایی که غالبا در اروپا یا روسیة قرن نوزدهم نشأت گرفته ، تأثیر پذیرفته اند. در این پژوهش ها ـ به استثنای امپراتوری عثمانی ـ به دیگر پیوندهای نهضت با آسیا و یا خاورمیانه اشاره نشده است. در این بررسی سعی بر آن است که تأثیر انقلاب مشروطیت ایران بر نهضت های اصلاح طلب قفقاز و آسیای میانه و افغانستان در سال های نخست قرن بیستم و تا حدودی نیز ارتباط هندوستانی کار که موجبات یک چنین تأثیری را فراهم آوردند، مورد توجه قرار گیرد.

[بالا]

مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران

علی قیصری
در خلال چند دهة گذشته مسئلة حقوق فردی و اساسی، به یکی از مباحث عمدة ایرانیان در عرصة حقوق و سیاست تبدیل شده است. ایران از آن جهت در جهان اسلام اهمیت ویژه ای دارد که در آن مجموعه مباحث سامان یافته و منسجمی در مورد حق و حقوق به معنایی که از این مفاهیم در نظریه های مدرن حقوقی و سیاسی مستفاد می گردد، مطرح بوده است. در این نوشته سعی بر آن است که بر اساس بررسی تلاش های مختلفی که در اوائل قرن بیستم در ایران میلادی برای تدوین یک قانون مدنی صورت گرفت، مباحث جاری در مورد مفهوم حقوق را در اندیشه های قضایی ایران موضوع تحقیق قرار دهیم.

[بالا]