|
موضوع گفتگو فرهنگ و جامعه ایران در مفهوم وسیع آن است. به عبارت دیگر، هر چه مربوط به جامعه ایران و فرهنگ آن باشد مجله گفتگو آن را به بحث میگذارد. زیرا فرهنگ را مهمترین و پایدارترین عامل همبستگی و خویشاوندی یک ملت میداند و بر این عقیده است که همین خویشاوندی است که ایران را با تمام مصائبی که بر او گذشته و انبوه مسائلی که پیش رویداشته، همواره استوار و سربلند نگاه داشته و تمامیت ارضی و استقلال سیاسی آن را حفظ کرده است. بدین لحاظ برما واجب است که پاسدار این فرهنگ باشیم. باید ایرانی را که به ما رسیده با همه تاری گذشته اش برای نسلهای آینده نگهداری کنیم و معتقد باشیم که زنده نگاشتن حس تعلق ایرانیان به آب و خاک و فرهنگ خودشان، مناسب ترین راه برای وصول به درک خویشاوندی بین افراد مردم است.
بدیهی است که حفاظت از چنین احساسی فقط با تعمیم فرهنگ (از جمیع جهات) بین مردم و جذاب کردن و عمق بخشیدن به مفهوم آن، میسر خواهد بود.
اما مشکلاتی که برای رسیدن به این هدف، امروز پیش روی ماست بسیار بیش از گذشته است. توجه به واقعیتهای جامعه شناختی نشان میدهد که رسیدن به این هدف نیاز به کوششی پیگیر و گفت و گویی سنجیده دارد. از حادترین مسائل جامعه امروز ما، موضوع سن افرادی است که در این سرزمین زندگی میکنند. مملکت ما در عین اینکه یکی از قدیمترین کشورهای جهان به شمار میرود، امروز از نظر سن جمعیت، یکی از جوانترین آنهاست. نیمی از جمعیت کشور، شانزده سال یا کمتر دارد. فزون براین، ایران امروزه در زمره بیست کشور پرجمعیت دنیاست و با توجه به رشد جمعیت، تاسی سال آینده به تناسب مساحت جزو ده کشور پرجمعیت جهان خواهد بود. آشنا ساختن این جمعیت روزافزون با فرهنگ کهنسال و غنی کشورشان، یعنی بوجودآوردن احساس تعلق به یک کشور برای نسلهای جدید کاری بس دشوار خواهد بود.
روشن است که پرداختن به جهات و سطوح مختلف فرهنگی به وسعت فرهنگ ایران بسی بیش از توان یک نشریه است. از این رو برای آنکه نشریهای بتواند با جدیت لازم به قسمتی از این کاربپردازد، ناگریز باید حوزه فعالیت خویش را محدود سازد. در کنار مسائل مربوط به آموزش در ایران، سه حوزه مشخص را به عنوان محدوده موضوعی گفتگو برگزیده ایم:
1)مهمترین موضوعهای گفتگو آنهایی هستند که مشخصاً با جنبش و انقلاب مشروطیت در ایران مطرح شدند. ارزیابی هدفها و دستاوردهای این جنبش و بازبینی منشأ نظریههایی که از این طریق برای اولین بار در ایران عنوان شدند و کارکرد آنان از جمله نکاتی هستند که در این بحث مورد توجه قرار خواهند گرفت. از فصولی که در این بحث کمتر به آن توجه شده است، فصل مربوط به روند شکلگیری نهادهایی است که با انقلاب مشروطیت در ایران پاگرفته اند: هم آن نهادهایی که معرف دولت مدرن هستند مد نظرند و هم آنها که مؤسس جامعه مدنی میباشند.
2)بحث پیرامون موضوعهایی که با ظهور تجدد در ایران مطرح شدهاند بخش مهمی از توجه ما را در قرن اخیر به خود جلب کرده است. امروز عمده مسائل و مشکلات ما در بسیاری از سطوح نتیجه تعلق ما به این دوران است. رجوع به ارزشهای سنتی، آنجا که ناشی از عکس العمل به این واقعیت نیست، نشان کوشش ماست در درک مسائل این دوران. در عین حال شیوه ورود ما به این دوران، روند خاص شکلگیری ارزشها و هنجارهای دوران تجدد در کشور و عوامل فرهنگی و سیاسی مختلف باعث شدهاند که برخورد به واقعیتهای این دوران برخوردی آرام نباشد. رشد ناموزون و ناهماهنگ پدیدههای اجتماعی و نظری مربوط به این دوران در جامعه ما باعث شده که ناآرامی نامبرده به روابط بین ایرانیان نیز سرایت کند . عامل مهم این ناآرامی جدایی غیر قابل انکاری است که در بینشها و ارزشهای گروههای مختلف جامعه ما بوجود آمده است . این جدایی باعث اتلاف نیروی زیاد در جامعهای است که باید تمامی توان خود را در جهت پیشرفت بسیج کند . برای جلوگیری از این اتلاف نیرو، همزیستی بینشها و ارزشهای نامبرده در کنار هم الزامی حیاتی است. این مهم میسر نخواهد شد مگر با ترویج و تحکیم شکیبایی برای دگراندیشان در جامعه. تخفیف آن رشد ناموزون و بازگرداندن آرامش در برخورد با مسئله و مسائل تجدد، یعنی شرط لازم درک و جذب صحیح آن نیز سخت محتاج این شکیبایی است. گفت و گوی آزاد و صریح و صادقانه با نظریههای مختلف و گرایشهای عقیدتی گوناگونی که در ارتباط با این مسائل در جامعه وجود دارد، گواه خوبی از وجود آن شکیبایی و سالمترین راه برای حل معضلات مذکور است.
3) جهانی که امروز در آن بسر میبریم، جهان ارتباطات و تبادل اندیشه و کالاست. کشوری نیست که بتواند بدون واردکردن لطمات جبران ناپذیر به ساکنانش خود را از این جهان منفک سازد. بالعکس تجربه نشان داده است که آن کشورهایی که توانستهاند با دید انتقادی از تجارب دیگران سودجویند، هم به ترفیع مقام در سطح بین المللی دست یافتهاند و هم ساکنان کشور را به سمت سعادت و بهزیستی رهنمون شدهاند. مسئولیت رعایت برخورد انتقادی با تجارب سایرین نیز فقط به عهده خود ما میباشد. گفت وگوی انتقادی با نظریههای رایج و گرایشهای فکری غالب در جهان که یکی از طرق مؤثر در توسعه فرهنگ میباشد با چنین چشم اندازی صورت خواهد گرفت.
برقراری گفت و گو مستلزم این است که طرفین معتقد باشند هر یک فقط بخشی از حقیقت را در اختیار دارند. با علم به این موضوع بود که این نام را برای مجله برگزیدیم.
پس فضای مجله در اختیار کسانی است که در شیوه ارائه نظریات خود و نقد آراء و سنجش نظریات دیگران این اصل را رعایت کنند.
|